بعد از انتخاب اسم اشکم دراومد یا هیچی اصن

ببین اصن هیچی نمیخام بگم

نمیخام‌پز بدم به زون دردا

نمیخام کلید کنم رو‌ ترک آرکایو

نمیخام روو لحظه ی بیدار شدن مانور بدم

نمیخام روو بیخابی حساب کنم

حتی روو ناخودآگاه خوابام

هرچند هیشکی نمیتونه بفهمه،هیشکی نمیتونه تجربه ش کنه!

فقط ببین بهت قول میدم

یه روز کنار هم توو جاده چالوس چپ میکنیم.

یه شب توو دریا کنار هم توو قایق موج خور میشیم و غرق هم.

یه عصر کنار هم میافتیم توو چاله ی هوایی به هلکوپتر سبک.

یه ظهر توو قطاری که داره تونل رامیان رو رد میکنه میمونیم.

یه سحر بعد از اذان صبح کنار هم تیر بارون میشیم.

یه نیم چاشت گله گرگا کنار هم شرحه شرحه مون میکنن توو جنگل پشت کلبه.

یا نمیدونم

تو‌اون ور دنیا

من

اینور دنیا

ولی همزمان و‌کنار هم.

اینو میدونم.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s