اعتراف یک

او اونقدر خوشگله که به نظرم باید همه تابلو های دمه دریاچه چیتگر رو بردارن بزنن توو مسیر چوبی تا پاساژ، چوبی تا پمپ بنزین، چوبی تا فرعی چندم و چندم و کلا مسیرایی که میره، که ملت غرق نشن توو اون موجا، من خیلی حرف میزنم، خیلی، شوخی و جدی هم فرق نداره، من از موهای بلندش ترسیدم، موهاش که بلند بود صدامو درست نمی رسید به تارهای عصبیِ گوشش، صدا اصولا خیلی بازیگوشه، صداها فقط توو گوش نمیدن، صدا ها میرن توو مغز آدم، میرن توو مغز استخون آدم، میرن توو پوست و گوشت و خون آدم و نفوذ میکنن به تمام سلولای زنده و مرده و سبز و سرخ و خاکستری مغز! گانگلیون ها هم نمیتونن در برابر صدا مقاومت کنن، هرچقدر هم که بخای صدای موسیقی رو زیاد کنی باز هم یه صدایی رو یه موقع ناخودآگاهت میشنوه، که میگه سلام فلانی، من فلانیم، و تو پشمات میریزه که وای!مگه میشه!

دور نشیم، صداها، خیلی بازیگوشن، میرن توو موج موها، میچرخن،تاثیر کلام رو گم میکنن،زبونم چشم داشت و محو چشماش میشد،خب هر عقل سالمی که البته اون میگه خلِ،وقتی اون چشما رو ببینه مبهوت میشه، خب منم آدمم دیگه،مبهوت شدم،اصلا من نشم کی بشه؟کی مثه من میفهمه اون ره رو؟کی مثه من شعر میتونه بگه؟خود براتیگانم نمیتونه به خدا واسه اون زیبایی بلند طلایی واژه بچینه کنار هم! یکی از شعراشو فرستادم واسه صالحی، بهم گفت پاشو بیا، آدرس داد من نرفتم چون اصلا حال نمیکنم باهاش، فقط میخاستم ببنیم نظرش چیه،اونم با اینکه خودش چندان سال نیس، قهمید من سالمم،من زبونم اینجا از دستم در رفت، عاشق چشماش شد، چشمامو قرض کرد گذاش روو دندونام، که بتونه چش توو چش بشه باهاش!فقط صدام دیگه کار ساز میتونس باشه که اونم باز در گیر موج سواری میشد،دستامم که دور بود، بار اولین گفت بهم وای بغلت،کاش امرجنسی هاگ داشتم، ولی صدام بازیگوش بود، تنها راهی که میشد رسید به گوشاش، زدن موها بود،من دارم از اون موها همیشه همراهم،لعنتی کاش حداقل میتونستم بفهمم میای اینجا هنوز یا نه، چرا هیچ سرویسی نیست که نشون بده میای یا نه، قبلا یه لایک میزدی و خب چه کاریه؟من خودم چراغ خاموش داستان میکنم و توقعی هم ندارم اصلا چی میگم؟چرا منحرف میشم ولی نمیتونم وانمود کنم که برام مهم نیس که میخونه یا نه، مهمه،خیلی هم مهمه!حالا کاش بخونه.

موهاش موهاش، امان از چشماش، کاش یه روزای منو از لای موهاش بداره بندازه بین شیار انگشتاش، کاش با جومی برم توو خوابش، اون بود، اون میاد، باز دمش گرم، منم برم کاش، جومی میگه چرا نمینویسی کابوس، میگم حاجی گرخیدم،ولی مینویسم باز از جومی، قول!

عه الان لایکم کرد.برم خوشالی بیشتر!

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s