درنگ

آغوش تو اگه مثلث برمودا هم باشه، این منم که بدون چتر نجات بر فرازش، آزاد، سقوط میکنم.

تو همون مخدری هستی که میدونم برای نفس کشیدنم مشکل درست می کنی و با حرارت دستام روشنت می کنم و ازت کام می گیرم.

شکلاتی که با خوردنت قطعا دیابت میگیرم و کام آن، نمیتونم ازت بگذرم.

راستی تا رنگ موهات چیزی بین مشکیِ راه شیری و سپیدِ خاکِ ماهِ ،بدون که من حتی اگه شناگر خوبی هم باشم، تو دریای درنگِ مواجی که معلوم نیست وسط مدِ یا جزر، معلوم نیس شوق ماه داره یا زمین، معلوم نیس آرومه یا وحشی، بی پروا میپرم، بدون بال پروانه، بی پروا میپرم به شوق غریقِ تو شدن.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s