فصل بهار

من کلا یاد بهار زیاد میافتم.

یه چیزی انگار ته دلم مونده ولی خب آدما یه جاهایی بنا به دلایلی میرینن، بدم میرینن.

بزارید یه مثال بزنم به تخته براتون که شیر فهم و یاغی باشید.

تا حالا شده داشته باشین رانندگی کنین، گاز، گاز و چون بی جنبه هستین بازم گاز و تق؟ اگه بی جنبه نبودین و به اصطلاح گند نمیزدید تصادف نمیکردید.

میگن مثالت یاوه اس.

خب همینه که هست نمیشه همیشه پرفکت بود که، بفهمید دیگه.

بهار از مشیری اومده بود که من عاشقش شدم، عاشق مشیری و اسمش.

اصلا چرا دارم از اون مینویسم خودم نمیدونم. بیخیالش میشیم تا بعد.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s