Month: July 2019

دور نشو

دوهزار متر دور تر از خانه‌م

دور تر از فاصله‌ی میان دو تخت یکنفره‌ی چسبیده بهم

دور تر از خط میان چشماهایت

دور تر از خط فرضی بین لبهایت وقتی سکوت میکنی

دور تر از فاصله‌ی سفره تا اجاق گاز

دور‌تر از چهارصد کیلومتر

چهارصد مگا متر

چهارصد ترا متر

نمیدانم درستش چه میشود

این مشکل زبان فارسی ست، فاصله معنای دیگری دارد

اصلا این فاصله باگ خلقت است

به تلخی

(کلی حرف که نوشتم و پاک کردم)

ولی تو

خودت گند زدی به همه همه چی.

گند زدی به من

به خودت

به دوستامون

به دوستات

به دوستام

به خاک

به بطری آب

به ماشین

به خیابونا

به اتوبانای اصلی تهران

به جنگل

به دریا

به غذا

به تلخی گند زدی

به ترشی

به شیرینی گند زدی

به همه چیزایی که می‌دونی

شاید یه روز پیدا کنی اینجا رو

همونروز بیا ازت بپرسم چرا؟

مرگ رو نمیر

من خواب رو نخوابیدم که صبح شه، شب

من صبر رو دویدم تا جون بود توو تن

من بازیِ برده رو باختم چه بد

تازه، زنجیرمم پشت کوه ننداختم.

تو از پرواز جا موندی

در محله ی کفِ دستم، گمم کردی

کنار همون شیرِ آبی که همیشه بسته ست

تو آواز دریازدگی خوندی

تازه فهمیدم راه شیری، دریاچه ست.